تبلیغات
روستای نمونه انجیله
روستای نمونه انجیله

گویش مردم انجیله فارسی است البته لهجه آنها شدیداً تحت تأثیر لهجه و گویش بور بشه است كه در تفرش قدیم رایج بوده و البته گویش بور بشه امروزه تقریباً در زیر فشار رسانه‌ها و ارتباطات نوین در حال از بین رفتن است. و جوانان این مناطق متأسفانه در حفظ یا جمع‌آوری این واژه‌ها نه تنها كوششی نمی‌كنند بلكه تكلم با لهجه محلی را بعضاً عیب می‌دانند و به دیده حقارت می‌نگرند.

در زیر واژه‌هایی را برای نمونه از زبان بوربشه كه در انجیله هم تاحدودی تا همین امروز هم در میان افراد سالمند رایج است می‌آوریم.

گویش مردم انجیله فارسی است البته لهجه آنها شدیداً تحت تأثیر لهجه و گویش بور بشه است كه در تفرش قدیم رایج بوده و البته گویش بور بشه امروزه تقریباً در زیر فشار رسانه‌ها و ارتباطات نوین در حال از بین رفتن است. و جوانان این مناطق متأسفانه در حفظ یا جمع‌آوری این واژه‌ها نه تنها كوششی نمی‌كنند بلكه تكلم با لهجه محلی را بعضاً عیب می‌دانند و به دیده حقارت می‌نگرند.

در زیر واژه‌هایی را برای نمونه از زبان بوربشه كه در انجیله هم تاحدودی تا همین امروز هم در میان افراد سالمند رایج است می‌آوریم.

لغت

معنی

لغت

معنی

آمبار

انبار

اندا

اندازه

اسپار كردن

بیل زدن

استل یا استلخ

استخر

اسگلیدن

پاره شدن

ایستخون كلوچ

سگ

آغاسته كردن

پركردن

آغز

شیر گوسفندی كه تازه زائیه

ال یا الو

شعله

انگورچه

برگهای ریزی كه بصورت انبوه روی درخت بادام می‌روید

بچاری

هرگز، هیچگاه

بستو

كوزه

پلته

گندم پخته و دستاس كرده

پِت

پوزه، دور دهان

پشام

ورم، آماس

تولوس یا توس

تَف، گرمای آتش

تاچه

كیسه جای آرد یا غلات

ترسوك

ترسو

تنده

هسته

تیك

تیغ، خار

تی‌یان

دیگ مسی بزرگ

جدازا

ناتنی

جُل

پارچه كهنه، پالان

جیگیل دان

سنگدان مرغ

چل

سفیه، ابلهه

خُسنَك

بختك، كابوس

خَسگول

مدفوع خر

خَرِّ

لجن ته حوض یا استخر

خل

سوراخ

دانگو یا دنگو

مغز بادام تلخ كه با خیساندن تلخی آن رفته باشد

دست بلوره كردن

كورمالی كردن

دسدار

آسیاب دستی

دسقاله

داس

دوغ گرمه

كله جوش

رشمه

طناب نازك یا كوتاه

رشنیق یا نَشرق

عام در برابر سید

زَله

زهره

زِل

ضمع، شیره درخت

زمین چنده

زلزله

سقلمه

مشت

ساك سیاه

شورچشم

سُك

آب بینی

سفال

ساقه گندم كه از درو باقیمانده

شب‌چره

شیرینی یا میوه‌ای كه در شب‌نشینی می‌خورند

شیر پِلا

صافی شیر، پارچه توری

شیت

لِه، كسی كه از كمر فلج است را كمر شیت می‌گویند

ضعف قلیان

ناشتائی، صبحان

موضوع مطلب : واژه ها و اصطلاحات موجود,
ارسال شده توسط یک شهروند در ساعت 10:09 ق.ظ | نظرت شما ()