تبلیغات
روستای نمونه انجیله
روستای نمونه انجیله

خزان رسیده است و سکوت...

 

 

دیشب دیوانه بودم

دیوانه دیوانه

باران میبارید

چک چک چک0

از عطر باران

مست مست

در خلوت

تنهای تنها

صدای باران راگوش میکردم

زمینها

تشنه تشنه

ابرها

دلتنگ دلتنگ

دلها شاد شاد از باران

زمینها

خیس خیس شد

خدایا شکرت

________________________________________________

پ.ن: در مورد انجیله مطلب ارسال کنید تا با ذکر نام خودتون با افتخار در این سایت قرار بدهیم

اینبار هم او را دیدم

خیلی زیبا بود

 مثل همیشه حاضر بود

سالهاست که میشناسمش

حتی یک روز هم غیبت ندارد

در برف و سرما

زیر باران

در باد و طوفان

در افتاب  ظهر تابستان

او همیشه حاضر است

انجیله که میروم

صبح ها که از خواب بیدار میشوم

 روبرویم ایستاده

قد بلند و بزرگ

پا ورجا و استوار

 اسمش سید تقیست

در  تابستان

شبها صدای مرغ حق از دل سید تقی به گوشمان میرسد

وروحمان را نوازش میدهد

 

------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:

کوه سید تقی یکی از کوه های مرتفع و بلند انجیله است

 

 

 

 

 

 

در نورد با روزهای تابستان برخوردیم به چند روز تعطیلی که فرصت خوبی بود  یک سفر به انجیله بریم . ساعت بین ده و یازده بود رسیدیم انجیله و جلوی چشمه توقفی کردیم و ابی به دست و صورتمون زدیم و نفسی تازه کردیم با اینکه  تابستان خیلی گرمی رو شاهدش هستیم  هوای انجیله خنک بود و اسمانش همان اسمان پر ستاره و یک نسیم خنک هم میوزید

 شب زود خوابیدم و فردا ی ان شب  به یکی از باغهای انجیله رفتم  صدای بلبل ها و پرندگان در ان باغ زیبا در کنار چشمه ای با اب بسیار زلال و خنک چقدر لذت بخش بود 

درخت توتی در ان نزدیکی بود

 

 

 رفتم به سراغش و مشتی توت چیدم و به کنار چشمه امدم توتها را زیر اب گرفتم اب چشمه بسیار سرد بود،  دستم یخ کرده بود ولی تحمل کردم چون از خنکی و صدای شر شر اب حس خوبی داشتم

نمیدانم توت میخوردم یا عسل شاید هم میوه بهشتی بود به به چقدر شیرین بود

دعا کردم که همیشه چشمه هاتان پر اب

باغتان پر برکت

زندگیتان پر شور

لحظه لحظه روزهاتان همچو این توتها شیرین

         

 

    در هـمـه نـغـمـه هـا چـه چـه بـلـبـل خوش است

                                     کـنـار یــک چـشــمـه در  بـاغ پــر از گُـل خوش است

   عــطــر گــل و روی بــاد، صــبــح ســپـــیـد  آفـتـاب

                                    بــه چــه دل انـگیز شد،دشـت ز سـنبل خوش است

   چــشـمـه  و  بـاغ  پـر  گُـل  عـطـر  و  صدای بلبل

                                    عمر شصت هفتاد را، خُرم و خوش دل خوش است 

 

     

 

روز بعد به سر استلک رفتم خیلی شلوغ بود ماشینهای زیادی پارک بود یک موتوری داشت میگذشت وبه ده های پایینی میرفت یک نفر از ییلاق عسل اورده بود میفروخت  و یک پیر مردی سوار بر الاق در حال گذر بودو با یکی دیگه با ان لحجه قشنگ صحبت میکرد انطرف تر بچه ها بازی میکردند

 شور حالی بود

 زندگی جاری بود

همه بودند

خنده بود

غم و غصه دور بود

خیلی دور

و کم کمک ستاره ای در دل اسمان پیدا شد و چشمک زد

وقت رفتن شد و ما هم رفتیم

به همین زودیه زود

                 --------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:1  البته جای چند نفر خالی بود که از جمع انجیله ای ها به تازگی رفته بودند روحشون شاد

پی نوشت:2  خواهشمندم اگرازاین سایت متنی روگپی میکنید ذکر منبع رو فراموش نکنید                                          

موضوع مطلب : خاطرات ,
ارسال شده توسط یک شهروند در ساعت 09:42 ب.ظ | نظرت شما ()

سایت روستای انجیله با مدیریت جدید و فعال شروع به کار می کند. لطفا از اسم و مشخصات من نپرسید چون با عرض پوزش دوست دارم همیشه نا شناس بمانم. این سایت از این به بعد متعلق به انجیله است و صاحبان قبلی آن هیچگونه دخل و تصرفی در اداره این سایت ندارند.

مطالبی که هم اکنون می بینید مطالبی هستند که مدیران قبلی در سایت قرار داده بودند. از این پس با مطالبی جذاب و خواندنی در خدمت همه شما خواهیم بود.

با کمال افتخار مطالب شما را در این سایت درج خواهیم کرد و منتظر نظرات شما هستیم

ایمیل مدیریت:  anjile.ir@gmail.com

موضوع مطلب : متفرقه,
ارسال شده توسط یک شهروند در ساعت 01:38 ق.ظ | نظرت شما ()

اولین تیم فوتبال با مربیگری و سرپرستی یکی از اهالی انجیله خود را برای لیگ دسته ۲تهران اماده میکند .علاقمندان به فوتبال که متولدین 69 و 70 هستند میتوانند روزهای دوشنبه ساعت ۵ پنج به همراه ۱۵۰۰ تومان برای تست به سالن فیضیاب واقع در خیابان تیموری خیابان درویش مراجعه کنند

موضوع مطلب : متفرقه,
ارسال شده توسط یک شهروند در ساعت 05:01 ق.ظ | نظرت شما ()

مشخصات:گیاه آنرا نیز بالنبو می نامند.گیاهی دارد چند ساله به بلندی 2متر.برگ های آن شبیه برگ چنار ولی با بریدگی های بیشترباجند بارتقسیم به رنگ سبزغباری وپوشیده از تار.ساقه های آن باریک واستوانه ای است وگل های آن زرد رنگ می باشد.دراثر نیش حشره ای از ساقه ی این گیاه شیره ای خارج می شودویا برای تولید بیشتردرساقه ی آن شکاف ایجاد می کنندویا ساقه را قطع میکنند تا شیره بیشتر وسریعتر از ان خارج شود.این شیره به تدریج در مجاورت هوا خشک می شود.

طبیعت ان بسیارگرم وخشک است

خواص درمانی:اگر 3 گرم از آنرا با آب بخورید محرک وضد عفونی کننده وقاعده آور است ملین وگرم کننده ومحلل گاز ها ونفخ است. برای تنگی نفس ونرم کردن سینه ورفع سرفه ی کهنه وبرونشیت مزمن وتقویت رحم ودرمان صرع وبیماری های عصبی وضعف معده وکبد نافع است واگر 3 روز متوالی خورده شود برای رفع سوزش مجرای ادرار وبواسیر مفید می  باشد

سه الی دو گرم از آنرا با عسل مخلوط کنید وبخورید برای خرد کردن سنگ مثانه وکلیه وباز  کردن انسداد کلیه وتسهیل زایمان مفید است.15 گرم از آنرابا جوشانده سداب ویا کمی روغن بادام تلخ بخورید برای دفع سموم مفید است 3 گرم از آن را با 3 گرم مرمکی ومقداری سرکه ی رقیق مخلوط کنید وبخورید برای خارج کردن جنین مرده نافع است

آنرا در کمی روغن زنبق حل کنید وبه صورت قطره در گوش بچکانید درد گوش را تسکین می دهد مالیدن آن برای درمان کزاز وتسکین درد پهلو وکمر  وتحلیل دمل ها وخنازیر مفید است

تذکر:برای اشخاص گرم مزاج مضر است ودر مناطق گرم ودر فصول گرم نباید مصرف شود

     

:: فرستاده شده توسط هـ . اسدی ::

موضوع مطلب : گونه های گیاهی,
ارسال شده توسط یک شهروند در ساعت 05:01 ق.ظ | نظرت شما ()

ننه زبیده با عجله به طرف من دوید و گفت:

جل باش، برو نوک پشتبون جار بزن که فاطمه جان زود باشه. مگه نمی بینی که ننت دردشه.

من هم که کودک بودم رفتم بالای بام و داد زدم و گفتم:

آهای فاطمه جان. پس چرا نمیای. مگه نمیدونی که ننم دردشه.

زن عمو که در ابتدای کوچه با کوزه ای آب از سر چشمه بهاک به طرف خانه ما میامد با شنیدن صدای من گفت:

خوبه خوبه، چه خبرته که هوار میکشی؟ مگه چشمت نمیبینه که فاطمه جان از گله کوچه پیچید.

خاله که با عجله و زحمت خودش را از پله ها به بالا میکشید با انگشتانش لپ من را کشید و گفت: راستشو بگو داداش میخای یا آبجی؟

در روستای انجیله فاطمه فراوان بود. اما فقط یکی از آن ها ملقب به فاطمه جان بود. شاید اهالی روستا او را به اندازه جانشان دوست داشتند و یا به این جهت بود که فاطمه سعی میکرد تا فرزندان آن ها سالم به دنیا میاورد.

فاطمه جان قابله بود. تنها مامای روستا. تمامی کودکان و جوانان او را دوست داشتند. زیرا در بدو تولد با دستان لطیف او به آغوش مادران خودشان تحویل داده شده بودند. مادران او رافاطمه جان میخواندند چرا که ...

 

 

موضوع مطلب : خاطرات ,
ارسال شده توسط یک شهروند در ساعت 04:01 ق.ظ | نظرت شما ()

رفتن به مهمانی­های شبانه (اصطلاحاً، شب­نشینی) از کارهای متداول خانواده­های انجیله ای ها است. شب­نشینی در اواخر پاییز و فصل زمستان بیشتر صورت می­گیرد چرا که عموما در روستاها بعد از برداشت محصول در فصل پاییز، اوقات فراغت و بیکاری روستائیان آغاز شده و تا پایان زمستان ادامه پیدا می­کند.

خانواده­ها در شب­های بلند زمستان به دیدار اقوام، آشنایان و دوستان رفته  و با صمیمیت و لذتی خاص به گفتگو می­پردازند. در این شب­نشینی­ها زنان در یک طرف کُرسی، کودکان در کنار هم و مردان خانواده نیز در طرف دیگر کرسی نشسته و با یکدیگر و یا به صورت جمعی گفتگو می­کنند. از همه چیز صحبت می­شود. گاهی فقط چند نفر از بزرگترها صحبت می­کنند و گاهی نیز بر سر موضوعی خاص، همه­ی حاضران از بزرگ و کوچک اظهار نظر می­نمایند. ولی معمولا یکی از مردان حاضر در مهمانی که باسوادتر و خوش­سخن­تر از سایرین است بیشتر از همه صحبت می­کند.

افراد ابتدا از کارهای روزانه خود صحبت می­کنند و در خلال آن، خاطراتی نیز از درگذشتگان و یا خاطرات سال­های قبل خود را بیان می­نمایند. بیان داستان­های افسانه­ای و یا حوادث تاریخی یکی از مهمترین مواردی است که در این مهمانی­ها صحبت می­شود. این داستان­ها که توسط بزرگترها و باسوادترهای محفل بیان می­شود معمولا بسیار جذاب و شیرین است و حین بیان آن سکوت مطلق بر جمع حاکم شده و همگی سراپا گوش می­شوند.

           

                           

آجیل شب نشینی

از ضروریات شب­نشینی­ها در انجیله، تناول انواع و اقسام خوردنی­های لذت­بخش است. ترتیب کار به صورت است که بعد از خوردن چای و کمی گفتگو ، زن میزبان به اندرونی رفته و با یک مَجْمَعه(مجمع) بزرگ که حاوی بشقاب­هایی از تنقلات رنگارنگ است وارد اتاق مهمانان می­شود و بشقاب­ها را به طرز مناسب بر روی کرسی و در مقابل مهمانان و سایر افراد قرار داده و با تعارف و اصرار از آن­ها درخواست می­کند که این تنقلات را میل کنند.

آجیل شب نشینی در انجیله از خوردنی­های مختلف و گسترده­ای تشکیل شده و طعم و مزه­های متفاوت را در بر می­گیرد. این خوردنی­ها عبارتند از: مغز گردو، مغز بادام، مغز هسته­ی زردآلو، باسلق،نان شیرینی محلی، شاهدانه، نخودچی، کشمش، برگه، آلو، سنجد، گندم بو داده، توت خشك، انجیل خشك، بیسگویت،  لواشكو ... .

خانواده­هایی که وضع مالی بهتری دارند تنقلات دیگر همچون پسته، انواع تخمه، شکرپنیر(نوعی نقل بسیار نرم) و ... را نیز برای پذیرایی از مهمانان خود تهیه می­نمایند.

     

    

به طور کلی حضور در این مهمانی­های شبانه و نشستن زیر کرسی گرم و نرم، در حالی که برف در بیرون از خانه در حال باریدن است و خوردن چای و آجیل و گوش دادن به صحبت پیرمردان و پیرزنان از ایام و روزگار جوانی آن­ها که با لهجه­ی شیرین و ناب انجیله ای بیان می­شود لذت بسیاری را برای حاضران در این مهمانی­ها به ارمغان می­آورد که با هیچ لذت دیگری قابل مقایسه نیست.

موضوع مطلب : آداب و رسوم,
ارسال شده توسط یک شهروند در ساعت 01:11 ق.ظ | نظرت شما ()

صفحات وبلاگ : 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | « 5